تبلیغات
داستان های کوتاه عاشقانه - عروس آبله رو
داستان های کوتاه عاشقانه

دختر جوانی آبله سختی گرفت. نامزدش به عیادت او رفت. چند ماه بعد، نامزد وی کور شد. موعد عروسی فرا رسید. مردم می گفتند: چه خوب! عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج، زن از دنیا رفت. مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.مرد گفت : «من کاری نکردم جز اینکه شرط عشق را به جا  آوردم.»



نوشته شده در تاریخ جمعه 1 اردیبهشت 1391 توسط tina titi | نظرات ()
درباره وبلاگ
با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گلم امیدوارم حالتون خوب باشه .این وبلاگ رو برای عاشق ها و علاقه مندان به داستان ها و جملات عاشقانه و .....ساختم امیدوارم لذت ببرید
راستی نظرم بزارید لطفا.....
دوستتون دارم
>>تینا
» پست الکترونیک
» تماس با مدیر
» RSS
» ATOM
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» وبلاگ من در چه حدی است؟





پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

خرید شارژ

خرید فیلم

خرید سریال